شهر رشت مانند دیگر شهرهای قدیمی و کهن ، نقطه آغازش به درستی مشخص نیست و مبداء آن نیز با سخنان مجهول و افسانه همراه است .نام رشت اولین بار در کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب که از مولفی ناشناخته در سال 372- ه ق تالیف گردیده، با صفت ناحیه بزرگ آمده است ، در مورد وجه تمثیه رشت ، نظریه های گوناگون و متفاوتی ارائه گردیده که عمدتا به معنی فرو افتاده قلمداد می گردد . شادروان جهانگیر سرتیپ پور ، محقق نامدار گیلانی در مورد رشت به " در گودی افتاده " اشاره کرده و در دیگر بررسیها نام رشت را مرکب از رش + ت می دانند که در آن "رش " به معنای وارش یا همان بارانهای ریز و مداوم است که برگرفته از از زبان گیلکی ، یعنی مکانی که در آن بارانهای مداوم می بارد بوده. شهر رشت از القاب متفاوتی در طول تاریخ برخوردار بوده ، مانند : دروازه اروپا ، عروس شهرهای ایران ، شهر باران ، شهر بارانهای نقره ای و ...
شهر رشت از سال 1004 مصادف با دوران حکومت شاه عباس به عنوان مرکز گیلان انتخاب شده و مرکز معاملات نوغان و ابریشم گردید که در آن زمان محصول اول گیلان محسوب می شد .بعد از آن این شهر مورد توجه مالکان بزرگ ایرانی ، روسی ، یونانی و اروپائی که تاجران عمده نوغان بودند قرار گرفت و پیشرفت چشمگیری کرد .
این شهر زیبا با موقعیت جغرافیائی بین مدار 37 درجه و 1 دقیقه تا 37 درجه 27 دقیقه عرض شمالی و مابین نصف النهار 49 درجه ، 28 دقیقه تا 49 درجه ، 50 دقیقه طول شرقی با وسعت 1251.603 کیلومتر مربع بزرگترین شهر شمالی کشور بوده که حدود 9 درصد وسعت استان گیلان را در برمی گیرد . شهر کنونی رشت در ابتدا قصبه ای بوده در بین دو رودخانه گوهر رود وسیاهرود. واحدهای مسکونی پراکنده در فضای جنگلی و باغهای مرکبات که به دور مساجد یا بقعه ها شکل گرفته بودند به تدریج هسته مر کزی شهر را تشکیل می دادند . که در آن مبادلات بازرگانی و توسعه بازارهای مختلف در دوران صفویه به اوج شکوفائی و پیشرفت خود رسیده است .
شهر رشت که در دوران کهن کیفیت قصبه ای داشته ،با وسعتی محدود به محلات مختلف تقسیم می گردید و پیدایش اولین محلات به شکل امروزی در دوران صفویه انجام گردیده که عمده این محلات در اطراف بازار بوده به طوری که مرکز کار و فعالیت ، داد وستد و حمل و نقل کالاها محسوب می گردید .
از قدیمی ترین مناطق شهر می توان میدان فعلی شهرداری رشت که بقعه آقا سید جعفر در آن قرار داشته و مرکز حکومتی شهر بود و به پیله میدان معرف بوده است و منطقه کیاب ( سبزه میدان فعلی ) اشاره کرد .
محله هائی که در دل جنگل و بیشه زارها می توان نام برد عبارتند از : خمیران ، چمارسرا ، پسکیا ، استاد سرا ، صیقلان ، زاهدان ، ساغری سازان ، چهار برادران و سرخ بنده
از کوچه های قدیمی شهر رشت می توان کوچه آذر ، آذر مهر ، آصفی ، اوادیس ، اردشیر کسمائی ، انساندوست ، امام جمعه ، طلوع ، کاوه ، مستوفی ، امینی ، انشائی ، پیربازاری ، چینی چیان ، مستشاری و حاتم را نام برد .
خیابانهای اولیه شهر رشت عبارتند از : امام خمینی ( ناصریه سابق) ، شریعتی ( شاهپورسابق) ، اعلم الهدی ( شاه سابق ) و سعدی
اولین خیابان احداثی، خیابان امام خمینی کنونی بوده که به دستور سرتیپ محمد حسین آیرم ساخته شد. ضمنا همه خیابانهای ذکر شده به میدان شهرداری که در آن زمان اولین میدان بلدیه ایران و هسته مرکزی شهر بوده ختم می شدند و در زمان آن سردار به شکل امروزی ساخته شده اند . میدان بزرگ دیگر شهر که در مجاورت میدان اصلی شهر قرار داشته سبزه میدان نامیده می شد که این نام نیز به خاطر سبزه زارها و مزارعی بوده که در اطراف این میدان تا محله چمار سرا امتداد داشته .
شهر رشت در گذشته شامل 88 باغ می شد که از باغهای معروف آن می توان به باغ داوود زاده ها ، باغ میکائیل ، باغ مقدم ، باغ سمیعی ، باغ زربافی ، باغ ابتهاج ، باغ حاتم ، باغ ابریشمی ، باغ حافظی و باغ وطن آبادی نام برد . که باغ وطن آبادی تنها باغ بجا مانده از رشت قدیم می باشد که در خیابان معلم قرار گرفته است و در سال 1294 توسط پدر باغبانی گیلان ، شادروان ابراهیم الله وردی وطن آبادی احداث گردید .
نامداران شهر رشت :
آغداشلو ( نقاش و گرافیست ) ، آذربانی ( قناد ) ، ابتهاج ( شاعر ) ، احراری ( عضو آکادمی جراحان بزرگ آمریکا ) ، اشرف الدین ( روزنامه نگار و شاعر) ، بحر العلوم ( از علما و اشراف سادات ) ، بدر طالعی ( پدر تئاتر گیلان ) ، بشرا ( نویسنده و شاعر) ، بهزاد ( پدر زیست شناسی نوین ایران ) ، پور داوود ( ادیب نویسنده اوستا ) ، پور رضا ( آهنگساز و خواننده ) ، پروفسور رضا ( دکترای الکترونیک و دانشمند بزرگ برجسته جهانی ) ، سرتیپ پور ( نویسنده ) ، پروفسور سمیعی ( جراح برجسته مغز واعصاب جهان ) ، مژدهی ( یکی از خیرین ) ، معین ( شاعر و نویسنده ) ، میرزا کوچک خان ( مبارز بزرگ رشتی ) ، میناسیان ( یکی از خیرین ) ، نامجو( دارنده اولین مدال وزنه برداری و رکورد دار جهان در ایران ) .
منابع : رشت در آینه تاریخ – جاذبه های تاریخی ، معماری و فرهنگی رشت
محقق : پیمان بازدیدی تهرانی
خانه فرهنگ گیلان 
این بنا در محله ی درساغری سازان رشت ودرپشت خانه رحمت سمعیی واقع شده است و از طریق کوچه ای
باریک به گذر اصلی محله مرتبط است.کلیه ی فضا های هم جوار این بنا مسکونی است.ساختمان در جبهه شرقی زمین ساخته شده وقدمت آن حدود100 سال است.بنا دارای حیاطی وسیع با ایوان و شاه نشین مشرف به حیاط است.دیوارهای حیاط آجر وداری قوس بندی هستند.برای جلوگیری از نفوز آب باران بر روی دیوارهای محوطه ی حیاط سطح آن سفال پوش شده است.
سقف بنا سفالی است ودو لوجنک به طور قرینه بر آن قرار دارد.
حوضی به شکل دایره وبسیار کوچک درحیاط ودرمحور ایوان قرار گرفته است. باغچه یبه شکل U است وحوض در وسط فرو رفتگی آن قرار دارد .سطح وسیع باغچه ها را چمن ودرختان وگیاهان پوشانده اند .درختانی چون پرتقال ونخل که بیشتر جنبه تزیینی دارند درباغچه دیده میشوند.
کشیدگی شرقی-غربی ساختمان برای بهره بردن از بهترین کوران ومناسب ترین آفتاب درطول سالاست.
محوطه سه در ورودی دارد دو در درجبهه شرقی ودیگری درجبهه غربی
برای ورودبه ساختمان دو پلکان کوچک وجود دارد که به طور قرینه در دو سمت ایوان قرار گرفته است.این قرینگی به نوعی در کل پلان بنا به چشم می خورد. هر دو پلکان بعد از ورودی به پاگردی کوچکبه دری میرسند که محل ورود به بخش های داخلی خانه است.پس از عبور از در -در هردوسمت به فضایی مستطیل شکل که فضای تقسیم محسوب می شود می رسیم که به طاقچه های تزیینی پوشیده شده اند. پلکان طبقات در انتهای هر یک از فضاها بطور قرینه قرار گرفته است.
ساختمان دوطبقه است که درطبقه ی پایین بخش خصوصی ودرطبقه ی دوم پذیرایی ونهار خوری قرار گرفته ا ند. درطبقه دوم اتاقی قرار دارد که به شاه نشین باز می شود وپنجرهای آن داری ارسی زیباییاست.
نمای ساختمان ترکیبی است از دو رنگ سفید ابی روش . بدنه ی ساختمان با رنگ سفید پوشیده شده وتمام روزنه ها آبی اند . ارسی که ازوسط شاه نشین در طبقه دوم رو به ایوان باز می شود و سه دری است با تزئینات چوبی سیار ظریف وزیبایی ساخته شده هم خوانی کاملی با ایوان و فرم خاص جان پناه ان دارد.جفت ستونها ی وسط ایوان چوبی هستند وسر ستون گچی بر آن فرار دارد.
این بنای زیبا امروزه مرگز پرورش و ترویج فرهنگ ناب گیلان درتمام زمینه های فرهنگی می باشد.
محقق: پیمان بازدیدی
منابع: خانه های تاریخی گیلان از دکتر نیکروز مبرهن شفیعی
تاثیر پذیری معماری گیلان از شرایط زیست محیطی
در هر نقطه ای از جهان ، مسکن بومی از چها ر عامل شرایط جغرافیائی و طبیعی زمین ، شرائط اقلیمی ، شرائط اقتصادی و خصوصیات فرهنگی مردم منطقه بیشترین تاثیر را می پذیرد .
در استان گیلا ن که خصوصیت اقلیمی بارز آن اعتدال دما ، رطوبت زیاد هوا و بارش های طولانی است ، نیاز به تکنیکهای خاصی در ساخت ابنیه وجود دارد .
این تکنیکها بعد از رفع نیازهای اولیه ، که سرپناه ، مامن بودن و... می باشد باید به گونه ای می بود که ساکنین را ازدشواریهائی که از تغییرات شرائط طبیعی آب و هوا و اقلیم بوجود می آمد در امان نگاه میداشت. به طور مثال باید از ورود رطوبت بیش از اندازه به داخل محل سکونت جلوگیری می شد و راحت ترین راه دستیابی به این امر ، ایجادکوران در بنا و دفع هوای مرطوب توسط باد بود . فضاهائی که دارای باز شوهای فراوان و حداقل سطوح دیوار بودند در ایام گرم سال که رطوبت نیز به بالاترین حد خود می رسد موجب هدایت راحت باد به فضاهای داخلی بنا می شدند . وجود ایوان یا تلار نیز در بسیاری از مواقع سال بسیار در این خصوص مهم به نظرمی رسید به طوری که شکل گیری ایوانهای سرتاسری در دور بنا ، حکایت از نیاز فراوان به این عنصر دارد .
در جلگه های گیلان که رطوبت آن بسیار زیادتر از سایر نقاط ایران است علاوه بر وجود ایوانهائی در چهار طرف ساختمان ، بنا باید از سطح زمین نیز ارتفاع قابل توجهی می یافت تا بدین وسیله تهویه لایه زیرین ساختمان نیز تامین گردد و حرکت راحت هوا در طبقات مسکونی را امکان پذیر سازد . بنا براین تهویه با جریان باد نه تنها در جدارهای محیطی ساختمان ، بلکه در لایه ها و سطوح مختلف آن نیز صورت می گرفت . در زمستان نیز فاصله میان تیرهای افقی سقف با مواد سبک مانند حصیر پوشیده می شد تا از هدر رفتن گرمای زیر سقف جلوگیری شود .
به دلیل تداوم بارش در اوقات زیادی از سال ، هدایت باران از سطح روی بنا باید به سهولت انجام می پذیرفت زیرا نفوذ رطوبت و باران به مصالح ساختمان آسیب جدی رسانده و موجب تخریب سریع آن می گردید . بنابراین سقفهای چهار شیبه یا کله قندی راهی درست و کار آمد برای دفع راحت نزولات جوی به شمار می آمد . زیرا کج بارانها از هر طرف که به سقف برخورد می کردند به راحتی به سطوح پائین منتقل می شدند . میزان شیب و اندازه سطح مورد نیاز برای سقف نیز با توجه به میزان ، نوع ، شدت و پراکنگی نزولات آسمانی در نقاط مختلف گیلان متفاوت بود به طوری که بتوان با کمترین میزان شیب و سطح ممکن به بالاترین کار آئی مورد نیاز دست یافت .
از آنجاکه رطوبت زیاد هوا ، کوران و جریان باد را در محوطه بنا ( حیاط ) نیز می طلبد ، ساختمان باید از دیوارهای حیاط و از ساختمانهای دیگر نیز به اندازه کافی فاصله میداشت چرا که در غیر اینصورت جریان هوا از روی بامهای بنا و بناهای مجاور صورت گرفته وقسمتهای داخلی ساختمان مستقیما در معرض تهویه هوا قرار نمی گرفت . حداقل این فاصله به شدت و جهت بادهای مطلوب تابستان بستگی داشت . پوشش گیاهی بیش از حد محیط نیز باعث می شد طبقه پائین بنا کمتر مورد تهویه طبیعی قرار گیرد و طبقه دوم برای زیستن در تابستان مناسبتر بود . همچنین بسته به جهت باد مناسب در اوقات گرم سال و نفوذ آن به داخل بنا قسمتهائی مانند توالت و طویله نباید در مسیر کوران باد قرار می گرفتند به طوریکه این قسمتها عموما در غرب بنا و در جهت عمود بر بادهای بهار و تابستان قرارداشتند . استقرار این فضاها در جهت وزش بادهای زمستانی ، مشکلی از نظر ورود آلودگی به درون خانه را بوجود نمی آورد .
معماری ساختمانهای گیلان با توجه به تاثیر پذیری مستقیم از شرائط محیطی ، دارای وجوه متشابهی است که می توان آنها را اینگونه خلاصه کرد :
1- پلانهای گسترده وباز و ساختمانهای غیر متمرکز .
2- ارتفاع گرفتن بخشهای مسکونی از زمین .
3- قرار گرفتن فضای محصور و محدود در قلب بنا که با تلار و ایوان کاملا احاطه می شد.
4- وجود ایوان وتلار در یک تا چهار طرف بنا که از مهمترین فضاهای زیستی در منطقه بشمار می رفت
5- بامهای چهار شیبه باشیبهای تند.
6- چند لایه ای بودن نماهای اصلی و فضاهای با حداکثر تخلخل در خارجیترین سطح .
7- تعداد و سطح زیاد پنجره ها در جبهه های فشار و مکش بادهای بهار و تابستان .
8- ارتباط تنگاتنگ درون و بیرون بنا و محوطه مسکونی .
منبع : معماری خانه های گیلان از سرکار خانم مژگان خاکپور
تحقیق از : محسن حیدری پهلویان
نگاهی به پوشاک ، خوراک و مسکن در گذشته رشت
پوشاک:
پوشاک و لباس گیله مردان خطه رشت برمبنای تفکرات اقتصادی ، شرائط اقلیمی و نیازهای مادی و معنوی آنان در ادوار مختلف بوجود آمده و ریشه در فرهنگ و تاریخ سرزمینشان دارد .
پوشاک مردان در دوره قاجار خصوصا در بین سالهای 1280 تا 1290 خورشیدی عبارت بود از ردا ، یاپونچی ، لباده ، شال کمر ، قبا ، چوغا ، باشلق ، سینه پوش و شال کلاه همچنین پا افزار و کفشهای سنتی چون چموش ، گیوه ، نعلین و ساغر. که مورد اخیر نوعی کفش چرمی بدون پاشنه بود که سابقا علاوه بر طلاب و علمای قدیم رشت ، علمای شهر اصفهان هم از آن استفاده می کردند . سازندگان این نوع از کفش که به ساغری دوز شهرت داشتند ، در محله ساغریسازان رشت مستقر بودند .
لباس معمول زنان گیلان نیز شامل : شلیته ، جلیقه ، چارقد ، تنبان ( تومان ، شلوار محلی) ، نقاب ، چاقچور ، روبنده ، پیراهن و چادر چرخی که معمولا از پارچه هائی از جنس : چیت ، کتان ، کرباس و ابریشم دوخته می شدند .
خوراک :
خوراک مردم رشت که یکی از اساسی ترین نیازها به شمار می رود با توجه به شرایط اقلیمی و عوامل زیست محیطی متناسب با ذائقه های مختلف و متنوع مردم منطفه شکل گرفت. و اوضاغ جغرافیائی این خطه از ایران با توجه به انواع خوراکهای متعدد و متنوع که به دست آشپزانی ماهر طبخ می گردید – به قول شادروان دکتر ابدالحسین زرین کوب – سبب شد که سرزمین گیلان مهد زرین هنر آشپزی در تمام ایران تلفی گردد . به طوری که گیلان دارای بیشترین تنوع غذائی در بین استانهای مختلف ایران بوده و از آنجائی که اکثر غذاهای گیلانی با ذائقه اکثر مردم کشور سازگاری داشته موجب گردبده که دستور طبخ غذاهای گیلانی در در بیشتر نقاط ایران مورد توجه مردم قرار گرفته و جزء غذاهای اصلی آنان در سر سفره قرار بگیرد .
مهمترین مواد اولیه در طبخ غذاهای منطقه عبارتند از : برنج ، ماهی ، انواع طیور بومی منطقه ، گوشت گاو و گوسفند ، انواع سبزیجات و حبوبات بومی منطقه و انواع لبنیات
غذاهای آنان عمدتا به دو دسته با گوشت و بدون گوشت تقسیم می شدند که از غذاهای گوشتی میتوان از فسنجان رشتی " انار آغوذ " ، وابیشکا ، سبزی قرمه ، قیمه رشتی و از غذاهای بدون گوشت آن از باقلاقاتق ، سبزی کوکو ، ترشتره ، سیر وابیج ،
براساس تحقیقات احمد علی دوست ، یکی از محققان گیلانی تهیه میرزا قاسمی ، این خورشت محلی و مشهور گیلان منسوب است به قاسم خان والی که در سالهای 1279- 1285 ه ق حکمران گیلان بوده وظاهرا پس از مراجعت از سن پیترز بورگ روسیه در سال 1860میلادی مصادف با 1239 هجری شمسی به تهیه و مرسوم نمودن این غذا در رشت مبادرت ورزید . خورشت مزبور با بادنجان ، تخم مرغ ، سیر و زرد چوبه تهیه می گردید .غیر از غذاهای مزبور ، تهیه انواع آش مرباجات ، ترشیجات ، شیرینی و حلوا نیز مرسوم بوده . همچنین پخت انواع نانهای سنتی و ماشینی و نانهای خانگی و بومی مانند: نان برنجی که به زبان محلی به لاکو شهرت دارد و بیشتر در کوچصفهان تهیه می گردید . همینطور ریختن رشته وخشکار که مرکز آن در رشت و فومن بود.
رستوران های رشت :
رستوران رازقی ، رستوران لوکس بینه ، رستوران هتل کادوس، رستوران تورنگ طلایی، رستوران محرم و...
مسکن:
خانه ها در این سامان ابتدا ساده بود و اهالی برای ساخت آن از وسائل و مصالح موجود در پیرامون خود مانند : چوب ، سنگ ، گل ، لی و نی استفاده می کردند . دیوارهای آن از چوب وگل ساخته شده و برای پوشش بامهای آنها از لی، نی و یا ساقه های خشک برنج " گالی" استفاده می کردند .
"چپر " ، " پرچین " یا به گویش محلی آن " پرده " و " رمش" مرز و حدود باغها و مزارع اطراف خانه ها را مشخص می کرد و معمولا دروازه ای موسوم به " بلته " محل ورود و خروج را مشخص می ساخت خانه ها به صورت پراکنده و با اشکالی چون : ایزکومه – اجاردود و چینی ساخته می شدند و سبک معماری آنها اغلب به سبک معماری دوره صفویه بود . با گذشت زمان و پیدایش مصالح ساختمانی جدید در اروپا و براثر آمدو شد برخی از تجار و بازرگانان به سرزمین مجاور شمالی ایران ، معماری و ساختو ساز در این منطقه در اواخر دوره قاجار دستخوش تغییر و تحول گردید . بطوریکه آجرهای پخته جای دیوارهای گلی را گرفت و سفال به عنوان مناسبترین پوشش بام به گالی به کار بسته شد .
از نمونه خانه های بافت و معماری قدیم به سبک خانه های بومی را میتوان خانه ای کنده شده از روستای رود بنه در هفت کیلومتری لاهیجان که در بوستان ملت رشت بازسازی و نصب مجدد گردیده نام برد که قدمت آن به صد سال می رسد و زیربنای آن 196 متر مربع و معروف است به خانه دار فلکی . و از نمونه خانه های قدیم به سبک معماری مدرن تر و امروزی تر که با آجر پخته و سفال و تزیینات خاص ساخته شده می توان از خانه میرزا احمد ابریشمی ، سید اسماعیل حسینی ضیابری ، میرزا صادق خان اکبر ، حاج محمد علی داوود زاده و چندین خانه دیگر را می توان نام برد که از نظر هنر معماری ، نقاشی ، تزئینات و گچ بری ارزش فراوانی دارند .
منابع : رشت در آینه تاریخ – کیوان پندی
محقق :شهرام حقگذار شهیدی
باغ محتشم
این باغ زیبا و دلفریب حدود سال 1250 شمسی یعنی 140 سال پیش توسط اکبر خان بیگلر بیگی با درختان آزاد باغ بندی واحداث گردید که در انتهای باغ خود نیز عمارتی به سبک خانه های شهر باد کوبه شوروی در آن زمان احداث نمود که به عمارت "کلاه فرنگی"معروف گردید. او از این عمارت جهت تفریح وتفرج خانوادگی وهمچنین پذیرایی از رجال وقت استفاده می نمود. حسن سلیقه ای که تا آن زمان منحصر بفرد بود.این عمارت امروز برپا وبرجاست وچیزی ازآن کاسته نشده است.درمیان فضای باز بین درختان باغهای میوه انواع گوجه سیب وگلابی و... احداث نمود که این باغها امروز ازبین رفته وجای خود را زمین های داده است که از آن به عنوان زمین فوتبال وپارک بازی وغیره استفاده میشود.این باغ دارای هیچ حصا ر ودیواری نبودوتنها از سمت جنوب به رودخانه گوهر رود ختم می شد. شاید بتوان از اکبر خان به عنوان اولین کسی یاد نمود که از باغ خود به عنوان محل تفریح وتفرج وپذیرائی از مهمانان استفادنمود چنانکه بعد ها این باغ الگویی برای سایر باغداران که جزءرجال بودند قرار گرفت و هر یک باغی به عنوان گردشگاه خانوادگی خود ترتیب دادند.دربین مردم رشت شایع بود که اکبر خان به هنگام کاشت هر درخت یک سکه به عنوان میمنت در پای هر درخت در عمق خاک قرار داد.
پیش ازپرداختن به موضوع فوق باید اشاره کنیم در گذشته رسم بود که پادشاهان وصاحب منصبان هر شهر و دیار از جمله رشت در زیر سدها ودرزیر پل ها قبل از ساخت انها به عنوان میمنت یک سکه طلا یا نقره درزیر پی بنا ی مزبور قرار می دادند. اکبر خان نیز به هنگام کاشت درختان مزبور یک سکه ی2ریالی ناصر الدین شاهی درعمق خاک قرار داده است .این موضوع زیاد بعید به نظر نمی رسد ولی از آنجا یی که مردم شهر رشت ثروت اکبر خان را که جزء متمولترین فرد استان گیلان بود را نشان بدهند این مطلب را شایع ساخته اند .قابل رد کردن می باشد یکی اینکه اکبر خان مردی اندیشمند ومقبول عامه بود اگر در پای هر درخت یک سکه2ریالی در زیر خاک قرار داده باشد یعنی 400تومان پول را زیر خاک محبوس نماید .دوم اینکه به نظر می رسد شاهد مثال این موضوع ریشه کن شدن صدها درخت تا به امروز می باشد که حتی به طور نمونه یکی از این سکه ها به دست نیامده است.
اکبرخان بیگلربیگی صاحب دو همسر واز هر دو همسر نیز صاحب یک دختر بود . پس از فوت اکبریکی از برادر زاده هایش به نام فتح الله خان اکبر که فرد شایسته ای بود ودر دستگاه اکبر خوان کار می کرد با همسر دوم اکبر خان ازدواج می کند وپس از مدتی دختر دوم اکبر خان درزمان حیات مادرش فوت می کندودختر اول اکبر خان با برادزاده یذکور اکبر خان به نام صادق خان محتشم الملک ازدواج میکند ودر نتیچه نصف دارای واملاک اکبر خان ازجمله باغ وعمارت کلاه فرنگی به دختر اول ونصف دیگر به همسر دوم که همسر فتح الله خان اکبر بود می رسد.
محتشم الملک همسر وی علاقه زیادی به نگهداری باغ مزبورنشان دادند به طوریکه اقدام به ساختن یک پل چوبی در مجاور عمارت کلاه فرنگی بر روی رودخانه ی گوهر رود می نماید و از آن جهت تردد اهالی استفاده می شد.این پل معروف به"پل محتشم الملک"و باغ مزبور نیز به"باغ محتشم"معروف گردید.
دوره رونق باغ محتشم را می توان به یک دوره ی تقریبی 65 ساله یعنی از زمان احداث آن توسط اکبر خان تازمان فوت دختر وی خانم تاج السلطنه درسال 1315شمسی محدود نمود. پس فوت همسر سردار معتمد باغ به دست پسرهایش افتاد که این باغ به عنوان مالیات بر ارث آنان که معادل 40000 تومان بود دراختیار
دارایی رشت قرار می گیرد واز این زمان تقریبا پای مردم به این باغ باز می شود و پاتوق جوانان ونیز محل تفریح مردم در روز سیزده سال قرار می گیرد وجوانان از محیط آرام وساکت این باغ به منظور درس خواندن استفاده می نمودند وعده ای که صاحب ذوق ادبی و هنری بودند نیز از محیط این باغ بهره ها بردند وسبب این امر می توان گفت که جوانان و پیران این شهر از این باغ زیبا خاطرات شیرین به یاد دارند تا این که در سال 1340درزمان استا نداری آقای علی محمد دهقان باغ مزبور از قید دارای آزاد شده ودر اختار شهرداری رشت قرار می گیرد .این باغ برای نخستین بار پس از تملک دارای باغ بندی گردید ورسما شکل یک پارک به خود گرفت .
پژوهش از:مهندس میلاد محمدی گیلانی – برداش از ماه نامه گیلوا